خرید بک لینک

درباره سایت

81-

آخرین مطالب

امکانات وب

مرا با خویش خواهد برد توفانی که در راه است شب یلدایی سر در گریبانی که در راه است و شاید یخ ببندد خون گرمم سالهای سال میان مویرگها از زمستانی که در راه است بهار است و هوا ابری و با خود می برد روز بعد تمام کوه را سیل خروشانی که در راه است من اما،در به در دنبال چشم خویش خواهم گشت برای گریه در شام غریبانی که در راه است مرا که مالک جا پای خود هم نیستم دیگر مترسانید از هر برف و بارانی که در راه است

برچسب: نویسنده: پرهام موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 شهريور 1405 ساعت: 4:20

صفحه بندی